محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
465
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
او آن است كه ساق را بهبندند و ران نيز و چند قدم بگردانند و فرمايند تا چند كرّت بنشيند و برخيزد تا كه رگ ظاهر شود ، پس بكشايند . و علامه نوشته كه بالاى زانو به چهار انگشت بربندند بستنى قوى و مفصود را بر پشت مستلقى كنند و پايهاى او را بردارند و تفتيش رگ كنند پس بكشايند . انتباه شيخ الرئيس نوشته در همين محل كه فصد رگهاى پاى فى الجمله نافع است امراض را كه حادث مىشود از خون كه مائل باشد به سوى رأس و ايضا نفع مىدهد امراض سوداويه را . و بدانند كه تضعيف فصد رگهاى پاى مرقوت را قوىتر از تضعيف فصد رگهاى دست است . و قرشى نكته بر اين نوشته : و ذلك لأنه يبعد فصد عروق الرِجل الدم و الروح عن القلب و الأعضاء الرئيسة فائده اندر عروق مفصوده كه به سر و دهن و گردن تعلق دارند و اين رگها را مؤرّب كشودن صواب است مگر دواجين را و چون بعضى از اين عروق آورده هستند و بعضى شرائين ، اين فائده را به دو فتح بيان كنيم : فتح اول در آورده و آن چهاردهاند : يكى از آن عروق الجبهه است و وى منتصب است ما بين حاجبين و فصد او ثقل سر را خصوص كه مائل به مؤخّر بود و ثقل عينين و صداع دايم مزمن را سود دارد و اين رگ را به احتياط كشايند تا وتر كه مشيل پلك است بريده نشود كما وقع لاندروماخس حين فصد بنت الملك و قطع طرف الوتر فبقيت عينها منطبقة كذا قال صاحب شرح الأسباب في استرخاء الجفن . دوم رگى است ممتد در وسط سر و آن را عرق اليافوح گويند و فصد آن شقيقه و قروح سر را نفع دارد . سوم آن دو رگاند كه بر صدغين واقعاند و آن را عرقا الصدغين گويند و صدغ بناگوش است . چهارم آن دو رگاند كه در گوشهء چشم واقعاند و آن را عرقا المأقَين گويند و اين رگها در اكثر ظاهر نمىباشد و به خنق رقبه و فتح فم مفصود پديد مىگردند . و واجب است كه مبضع در اينها غائر نبايد زد كه خوف آن دارد كه ناصور شود . و سيلان نمىكند از اين رگها مگر خون اندك و احيانا اگر بسيار آيد و حاجت به حبس افتد صمغ عربى بسيار باريك ساخته بپاشند فإنه كافٍ . و نفع فصد اينان دفع صداع و شقيقه و رمد مزمن و معه و غشاوه و جرب الاجفان و بثور آن و غشا است . پنجم سه عروق صغاراند كه پس گوش واقعاند و يكى از اين سه اظهر است و فصد آن ابتداء نزول الماء و قروح مؤاخر الرأس را سود دارد و منع مىكند سر را از قبول كردن بخار معده . و اكثر اطبا برآنند كه فصد اين رگها ابطال نسل مىكند و ليكن جالينوس منكر اين است . ششم از آنها دواجين است و آن دو رگ بزرگاند كه در جانب عنق واقع و فصد اينها ابتداء جذام و خناق شديد و ضيق نفس و ربو حار و بحة الصوت و ذات الريه و بُهر كاين از كثرت دم حار و علل طحال و الجنبين را سود دارد . و طريق فصد او آن است كه بفرمائيد عليل را كه سر را مائل سازد به سوى مخالف جانب مفصود تا عرق متوتر و كشيده شود پس تأمل كنند كه به كدام جهت اشد الزوال است و از